زندگی ای که نباید سخت گرفت .
مگه زندگی چیه ؟ چرا سخت میگیری ؟ همین وقت گذرونی هاست ،همین سگ چرخ زدن هاست، گاز و گوز بازی تو ایران زمین و جردن ، خوردن یه لیوان قهوه تلخ تو کافه موکا ، قلیون های مزخرف فرحزاد و فشم ، ساندویج های فری کثیف و اژدر ، آب انارهای نیاوران ،چلو کبابی های شاطر عباس و رفتاری ، خوردن جیگر تو شب های سرد درکه و دربند قدم زدن زیر برف تو کوچه باغ های درکه رفتن به سینما فرهنگ و عصر جدید ، رفتن به بوفه سارا و مثل یه گــــــــاو خوردن ! جاده شمالو با یه کالکشن از ابی و داریوش و ویگن و آهنگ های جواتی !
داشتن دوستای خوب که حاضر باشن وقتشون رو با تو تلف کنن .
زندگی یعنی پای سفره هفت سین به نفر غایب باشه ، ماهی قرمزی که قبل سال تحویل ریق رحمت رو سرکشیده باشه
خلوتی خیابابون های تهران ، رفتن سال تا سال به خونه این و اون . زندگی سخت نیس ، با همینا یه عمر خودمو گول زدم ، مجبورم و محکومم به این زندگی ادامه بدم